">قصاص چیست و نحوه اجرای آن در قانون چگونه است؟ | دادگاه یار
حکم قصاص

قصاص چیست و نحوه اجرای آن در قانون چگونه است؟

 

امروزه اختلافات شخصی و غیرشخصی عواقب بسیار مهمی را در جوامع ایجاد کرده است. در چنین شرایطی آشنایی با حقوق متقابل افراد با یکدیگر و قانون ضروری به نظر می رسد.

 

 آگاهی از این حقوق قانونی می تواند در پیشگیری از وقوع بسیاری از مشکلات حقوقی موثر باشد. قصاص یکی از حساس ترین بحث های حقوقی است که عدم آشنایی با آن می تواند عملی لحظه ای را به نتیجه ای سنگین تبدیل کند. در این مقاله به شکل تخصصی تری با این مفهوم حقوقی آشنا می شوید.

حکم قصاص

 

قانون قصاص

قصاص به معنای تلافی و استیفای عینی جنایتی است که در قتل عمدی، قطع عضو و جرح عمدی بر مجنی علیه وارد شده است، به طوری که اثر به جای مانده از جنایت، عیناً روی فرد جنایت کار اجرا شده و به دست آید.

قصاص در جنایت قتل عمدی را قصاص نفس و قصاص در جنایات قطع عضو و جرح را قصاص عضو می گویند.

مجازات قتل عمد اصالتا قصاص است، اما همیشه هم اینطور نیست. یعنی صرف ارتکاب قتل عمد موجب قصاص نمی شود، بلکه شرایط دیگری هم لازم است که اگر این موارد نباشند، قصاص نیز ممکن نیست.

مواردی از قتل های عمدی که قاتل مشمول قصاص نمی‌شود را می‌توان به قتل‌هایی که مشمول علل موجهه هستند و قتل‌های عمدی که موجب قصاص نیست، تقسیم کرد.

مفهوم قصاص نفس

قصاص نفس مطابق قانون مجازات اسلامی سال ۹۲ در نتیجه مجازات قتل عمد است. البته این مجازات زمانی قابل اجرا است که ولی دم تقاضای قصاص کند و شرایط اعمال قصاص نفس نیز وجود داشته باشد، در غیر اینصورت مطابق قانون مجازات دیه و مجازات تعزیری در نظر گرفته می شود.

 

قصاص نفس

شرایط اعمال قصاص نفس

برای اعمال قصاص نفس باید شرایطی وجود داشته باشد که عبارتند از:
  • قصاص نفس در قتل زن مسلمان: اگر زن مسلمانی به عمد کشته شود، در صورتی که قاتل او مرد مسلمان باشد و ولی دم مقتول نیز تقاضای قصاص کرده باشد، ولی دم باید قبل از قصاص نفسِ مردِ قاتل، نصف دیه کامل را به او بپردازد.

 

  • اما اگر قاتل مرد غیرمسلمان باشد بدون پرداخت چیزی، قاتل قصاص خواهد شد. دقت کنید اگر قاتل و مقتول هر دو غیرمسلمان باشند ، این ما به التفاوت دیه باز هم باید پرداخت شود.

 

  •  اگر یک نفر، دو یا چند نفر را عمدا به قتل برساند، اولیا دم هر کدام از مقتولان می توانند به تنهایی و بدون گرفتن رضایت اولیای مقتولان دیگر ، بدون پرداخت سهمی از دیه آنان، اقدام به قصاص کنند .

 

  •  اگر یک نفر، دو یا چند نفر را عمدا به قتل برساند، اولیای دم همه مقتولان می توانند خواهان قصاص باشند و قاتل بدون اینکه دیه ای بپردازد ، قصاص می شود.

 

  •  اگر یک نفر دو یا چند نفر را به قتل برساند و اولیای دم برخی از مقتولان خواهان قصاص باشند و اولیای دم مقتول یا مقتولان دیگر خواهان دیه باشند، در صورت موافقت قاتل به پرداخت دیه به آنان در مقابل گذشت از حق قصاصشان، دیه آنان از اموال قاتل پرداخت می شود و بدون موافقت قاتل، حق اخذ دیه از او و یا اموالش را ندارند.

 

  •  اگر قتل نفس در ماه های حرام و یا در حرم مکه واقع شده باشد، و توافق بر پرداخت دیه باشد، دیه نفس با توجه به مقررات تغلیظ دیه افزایش خواهد یافت.

 

  • اگر قاتل در زمان و مکان حرام گفته شده در مورد قبل ، قصاص شود و قصاص مستلزم پرداخت فاضل دیه از سوی ولی دم به قاتل باشد، دیه تغلیظ نمی شود.
  • کسی که محکوم به قصـاص است باید با اذن ولی دم او را کشت. پس اگر کسی بدون اذن ولی دم او را بکشد مرتکب قتلی شده که موجب قصـاص است.

 

  • پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصـاص نمی‌شود و به پرداخت دیه‌ی قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد.

 

  • هر گاه دیوانه یا نابالغی عمداً کسی را بکشد خطا محسوب و قصـاص نمی‌شود بلکه باید عاقله‌ی آن‌ها دیه‌ی قتل خطا را به ورثه‌ی مقتول بدهند.

تبصره: در جرایم قتل نفس یا نقص عضو اگر جرم ارتکابی عمدی باشد و مرتکب صغیر یا مجنون باشد و پس از بلوغ یا افاقه مرتکب، مجنی‌علیه در اثر سرایت فوت شود مستوجب قصـاص نمی‌باشد.

 

  • هر گاه عاقل، دیوانه‌ای را بکشد قصـاص نمی‌شود بلکه باید دیه قتل را به ورثه مقتول بدهد و در صورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم جامعه یا خوف شده و یا بیم تجری مرتکب و یا دیگران گردد موجب حبس تعزیری از ۳ تا ۱۰ سال خواهد بود.

 

  • هرگاه بالغ، نابالغی را بکشد قصـاص می‌شود.

 

  • قتل در حال مستی موجب قصـاص است، مگر این که ثابت شود که در اثر مستی به کلی مسلوب‌الاختیار بوده و قصد از او سلب شده است و قبلاً برای چنین عملی خود را مست نکرده باشد و در صورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم جامعه و یا خوف شده و یا بیم تجری مرتکب و یا دیگران گردد موجب حبس تعزیری از ۳ تا ۱۰ سال خواهد بود.

 

  • هر گاه کسی در حال خواب یا بی‌هوشی شخصی را بکشد، قصـاص نمی‌شود. فقط به دیه قتل به ورثه مقتول محکوم خواهد شد.

 

  • قتل نفس در صورتی موجب قصـاص است که مقتول شرعاً مستحق کشتن نباشد و اگر مستحق قتل باشد قاتل باید استحقاق قتل او را طبق موازین در دادگاه اثبات کند.

 

قصاص

اجرای قصاص نفس

صاحب قصاص نفس یا همان اولیای دم ورثه مقتول هستند که می توانند قصاص قاتل را بخواهند و یا از قاتل گذشت کنند و یا با مصالحه با دریافت دیه و غیره از قصاص منصرف شوند.

اما در صورتی که اولیای دم اجرای قصاص را بخواهند مجرم بعد از صدور حکم محکومیت او اجرا می گرد قصاص نفس یا اعدام باید بر طبق شرایط بیان شده در قانون اعمال شود همچنان که در ماده ۴۳۶ قانون مجازات اسلامی بیان شده است قصاص نفس تنها به شیوه های متعارفی که کمترین آزار را به فرد قاتل می رساند جایز است.

  بر همین اساس مطابق قانون برای مثال در صورتی که قاتل زن بارداری باشد و محکوم به قصاص باشد باید تا زمان حمل طفل برای اجرای حکم قصاص صبر کنند و اگر بعد از به دنیا امدن طفل نیز امکان از بین رفتن طفل یا ترس آیا بیم از بین رفتن طفل باشد تا زمانی که حیات طفل محفوظ بماند قصاص به تاخیر می افتد .

همچنین گاهی حکم اعدام با اقامه دعوی از طرف دادستان  نیز صادر می شود و جرم غیر قابل بخشش است .

مفهوم قصاص عضو

هر کس عمدا به دیگری جرح یا ضربی وارد کند، که موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به مرض دائمی یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل مجنی‌ علیه شود،با قصاص عضو مواجه می شود.

در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد، چنانچه عمل او موجب اخلال در نظم‌ و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران شود، به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد و در صورت درخواست مجنی‌علیه مرتکب به پرداخت دیه نیز محکوم میشود.

شرایط، کیفیت و اجرای قصـاص عضو

در قصـاص عضو، علاوه بر شرایط قصـاص نفس شرایط زیر نیز باید رعایت شود:

  • تساوی اعضا در سالم بودن
  • تساوی در اصلی بودن اعضا
  • تساوی در محل عضو مجروح یا مقطوع
  • قصـاص موجب تلف جانی یا عضو دیگر نباشد.
  • قصـاص بیشتر از اندازه جنایت نشود.

 

  •  در قصـاص عضو، زن و مرد برابرند و مرد مجرم به سبب نقص عضو یا جرمی که به زن وارد نماید به قصـاص عضو مانند آن محکوم می‌شود، مگر این که دیه عضوی که ناقص شده ثلث یا بیش از ثلث دیه کامل باشد که در آن صورت زن هنگامی می‌تواند قصـاص کند که نصف دیه آن عضو را به مرد بپردازد.

 

  •  عضو سالم در برابر عضو ناسالم قصـاص نمی‌شود و فقط دیه‌ی آن عضو پرداخت می‌شود لکن عضو ناسالم در برابر عضو سالم قصـاص می‌شود.

 

  • در قصـاص عضو تساوی محل معتبر است و باید در مقابل قطع عضو طرف راست، عضو همان طرف و در مقابل طرف چپ عضو همان طرف جانی قصـاص شود.

تبصره: در صورتی که مجرم دست راست نداشته باشد دست چپ او و چنانچه دست چپ هم نداشته باشد پای او قطع خواهد شد.

 

  • جرحی که به عنوان قصـاص وارد می‌کنند، باید از حیث طول و عرض مساوی با جنایت باشد و در صورت امکان رعایت تساوی در عمق نیز لازم است.

تبصره: در جراحت موضحه و سمحاق، تساوی در عمق شرط نیست و مماثلت عرفی کافی است.

 

  • هر گاه در قصـاص جرح رعایت تساوی ممکن نباشد، مانند بعضی از جراحت‌های عمیق یا در موارد شکسته شدن استخوان‌ها یا جا به جا شدن آن‌ها به طوری که قصـاص موجب تلف جانی یا زیاده از اندازه جنایت شود، باید دیه آن داده شود چه مقدار آن دیه شرعاً معین باشد یا با حکم حاکم شرع معین شود.

 

  • قصـاص عضو را می‌شود فوراً اجرا نمود و لازم نیست صبر کنند تا وضع جرح روشن شود، پس اگر قصـاص اجرا شود و جرح منجر به مرگ مجنی‌علیه گردد در صورتی که جنایت عمدی باشد جانی به قصاص نفس محکوم می‌شود لکن قبل از اجرای قصـاص نفس باید دیه جرحی که قبلاً به عنوان قصـاص عضو بر جانی وارد شده به او پرداخت شود.

 

  • برای رعایت تساوی قصـاص با جنایت باید حدود جراحت کاملاً اندازه‌گیری شود و هر چیزی که مانع از استیفای قصـاص یا موجب ازدیاد آن باشد باید برطرف گردد.

 

  • اگر در اثر حرکت جانی قصـاص بیش از جنایت شود قصـاص‌کننده ضامن نیست و اگر بدون حرکت مجرم قصـاص بیش از جنایت شود در صورتی که این زیاده عمدی باشد قصـاص کننده نسبت به مقدار زاید قصـاص می‌شود و در صورتی که عمدی نباشد دیه یا ارش مقدار زاید به عهده قصـاص‌کننده می‌باشد.

 

  • اگر گرمی یا سردی هوا موجب سرایت زخم بشود باید قصاص در هوای معتدل انجام گیرد.

 

  • ابزار قصاص باید تیز و غیرمسموم و مناسب با اجرای قصاص و قطع و جرح مخصوص باشد و ایذای جانی بیش از مقدار جنایت او ممنوع است.

 

  • هر گاه شخصی یک چشم کسی را کور کند یا درآورد قصاص می‌شود گرچه جانی بیش از یک چشم نداشته باشد و چیزی به عنوان دیه به او داده نمی‌شود.

 

  • هر گاه شخصی که دارای دو چشم است، چشم کسی را که فقط دارای یک چشم است در آورد مجنی‌علیه می‌تواند یک چشم جانی را قصاص کند و نصف دیه کامل را هم دریافت نماید، یا از قصاص یک چشم جانی منصرف شود و دیه کامل بگیرد مگر در صورتی که مجنی‌علیه یک چشم خود را قبلاً در اثر قصاص یا جنایتی که استحقاق دیه آن را داشته است از دست داده باشد که در این مورد می‌تواند یک چشم جانی را قصاص کند و یا با رضایت جانی نصف دیه کامل دریافت نماید.

 

  • هر گاه شخصی بدون آسیب به حدقه چشم دیگری بینایی آن را از بین ببرد فقط بینایی چشم جانی مورد قصاص قرار می‌گیرد و اگر بدون آسیب به حدقه چشم جانی قصاص ممکن نباشد جانی باید دیه آن را بپردازد.

 

  • چشم سالم در برابر چشم‌هایی که از لحاظ دیدن متعارف نیستند قصاص می‌شود.

 

  • هر گاه شخصی مقداری از گوش کسی را قطع کند و مجنی‌علیه قسمت جدا شده را به گوش خود پیوند دهد قصاص ساقط نمی‌شود و اگر جانی بعد از آن که مقداری از گوش او به عنوان قصاص بریده شد آن قسمت جدا شده را به گوش خود پیوند دهد هیچ کس نمی‌تواند آن را دوباره برای حفظ اثر قصاص قطع کند.

 

  • قطع لاله‌ی گوش که موجب زوال شنوایی بشود دو جنایت محسوب می‌شود.

 

  • هر گاه شخصی بینی کسی را قطع کند مجنی‌علیه می‌تواند قصاص نماید گرچه بینی مجنی‌علیه دارای حس بویایی نباشد.

 

  • هر گاه شخصی زبان یا لب کسی را قطع نماید با رعایت تساوی مقدار و محل، مورد قصاص قرار می‌گیرد.

تبصره: در صورتی که فرد گویا، زبان فرد لال را قطع کند قصاص جایز نیست و تبدیل به دیه می‌شود.

 

  • هر گاه شخصی دندان کسی را بشکند یا بکند با رعایت شرایط قصاص عضو قصاص می‌شود.

تبصره: در صورتی که مجنی‌علیه قبل از قصاص دندان درآورد اگر دندان جدید معیوب باشد جانی به پرداخت ارش محکوم می‌گردد و اگر سالم باشد تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر می‌گردد.

 

  • اگر مجنی‌علیه طفل باشد باید به مدت متعارف صدور حکم به تأخیر افتد. در صورتی که کودک دندان جدید درآورد مجرم محکوم به ارش و گر نه محکوم به قصاص است.

 

  • اگر مورد جنایت عضو زاید باشد و جانی عضو زاید مشابه نداشته باشد، محکوم به دیه است.

 

 

حکم قصاص

موارد اجرای حکم قصاص

براساس قانون مجازات اسلامی برای اجرای حکم قصاص نفس باید مواردی رعایت شود. قانونگذار به دلیل آن اینکه برقراری عدالت و نظم در جامعه و زندگی هر فرد بسیار با ارزش است، در صورت سلب زندگی دیگری، نحوه اجرا و شرایط قصاص نفس را در قانون بیان کرده است.  در  ادامه به برخی از موارد اجرای حکم قصاص اشاره می شود:

– اگر بعد از اجرای قصاص نفس یا اعدام ، قاتل زنده بماند ، حق قصاص کردن برای ولی دم یا صاحب حق قصاص محفوظ است، به عبارت دیگر می توانند دوباره قصاص قاتل را بخواهند.

– اگر قاتل را به گونه ای که جایز و صحیح نیست قصاص کرده باشند و در این صورت قاتل آسیب ببیند و شرایط قصاص عضو وجود داشته باشد .

به عنوان مثال : اگر ترس تلف ولی دم مقتول وجود نداشته باشد ، قاتل حق قصاص عضو ولی دم را دارد و حق قصاص نفس نیز برای ولی دم باقی است ولی قبل از اجرای قصاص نفس، قاتل باید حق خود را بگیرد یعنی قصاص عضو ولی دم مقتول را بخواهد و یا مصالحه یا گذشت کند، اما اگر ولی دم نخواهد دوباره قاتل را قصاص کنند ، قاتل حق قصاص ولی دم مقتول را ندارد .

لازم به ذکر است که اگر قاتل برای فرار از قصاص نفس حاضر به گذشت ، مصالحه و گرفتن حق خود نشود با شکایت ولی دم از قاتل ، دادگاه مدت مناسبی را مشخص و به قاتل اعلام می کند تا ظرف مهلت مقرر به گذشت ، مصالحه یا مطالبه قصاص عضو اقدام کند . در صورت عدم اقدام او در این مدت ، ولی دم به تعزیر مقرر در قانون محکوم می شود و با مطالبه او قصاص نفس اجراء می گردد و حق قصاص عضو برای ورثه جانی ، محفوظ است .

صاحبان حق قصاص چه کسانی هستند؟

صاحبان حق قصاص افرادی هستند که حق قصاص به آنها تعلق دارد و می توانند از مقامات قضایی، اجرای آن را خواستار باشند.

طبق آنچه که در قانون مجازات اشاره شده است، ولی دم همان ورثه مقتول است به جز زوج یا زوجه او که حق قصاص ندارد. یعنی زن و شوهر ولی دم نیستند.

صاحبان حق قصاص سه تصمیم می توانند نسبت به کسی که مرتکب جرم قتل شده اند، اتخاذ کنند:

  1. گرفتن قصاص.
  2. دیه که جایگزین قصاص شده.
  3. عفو که نه دیه گرفته می شود و نه حکم قصاص.

طبق قانون مجازات، اگر اولیای دم مقتول، متعدد (بیش از یک نفر) باشند حق قصاص برای همه آنها وجود دارد.

در صورت داشتن هر سوالی پیرامون موضوع قصاص می توانید در بخش نظرات، کامنت خود را درج کنید تا کارشناسان ما در اسرع وقت به پرسش های حقوقی شما پاسخ دهند.